الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

319

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

گفت : شخصى خوب ورد آورده‌اى * ليك سوراخ دعا گم كرده‌اى ورد بينى اين بود اى ذو فنون ! * ورد بينى را تو آوردى به كون ريح جنّت را ز بينى يافت حر * ريح جنّت كى درآيد از دبر ( مثنوى معنوى - دفتر چهارم ) 783 - تير انتظار « شيخ بهايى » از سوانح سفر حجاز چنين سرود : زد به تيرم ، بعد چندين انتظار * گرچه دير آمد ، خوش آمد تير يار شد دلم آسوده ، چون تيرم زدى * اى سرت گردم ! چرا ديرم زدى ؟ 784 - عالم عامل عالمى گفته : اگر عالم عامل نباشى ، از علم متنفع نخواهى شد و اگر طلب زيادت آن كنى ، به عينه كسى را مانى كه نتواند بارى به دوش بردارد و سربارى بر او بيفزايد . 785 - سائل يكى از مفسّرين در تفسير آيهء وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ « 1 » گفته : مراد از سائل ، سائل علم است ، نه سائل مال . « 2 » 786 - دعاى خير نقل است يكى از واليان بصره ، دعاى خيرى از عابدى ملتمس گرديد : در جواب گفت : كسى در اين در هست كه دعا بر تو كند ؟ 787 - قدر دنيا حكيمى گفته : اگر خواسته باشى قدر و مقدار دنيا را بدانى ، نظر كن كه دنيا با كيست ؟ به آن‌كه با

--> ( 1 ) . سورهء ضحى ، آيهء 10 . ( و با سائل خشونت مكن و مران ) . ( 2 ) . ترجمهء جوامع الجامع ، ج 6 ، ص 659 .